ماه رمضان
-
تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 5:02
روزها بیشتر می خوابم وشب ها بیشتر بیدارم. اینگونه آمدنت را کمتر انتظار خواهیم کشید.
اِمالیا
-
تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 5:02
و آن روز سقوط کردم از پرچین پشت باغ وقتی دستانم را به سوی آخرین خاطراتت دراز کرده بودم که خواب بود و افتادم
افسرده باش و با تقوا
-
تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 16:25
نمیدونم تحقیقات علمی تا به حال نشون داده یا نه اما از من بپذیرید که افسردگی باعث کاهش میل جنسی میشه. بنابراین جوان مجرد باید افسرده باشه.
وقتی که بود وقتی که نباید باشد.
-
تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 16:25
دوست داشتم می تونستم هنوز در آرزوی اینطور چیزی باشم. اما اینطور اتفاقی برای من افتاد و حدود 8 ماه پیش جواب من نه بود! چون نمیشد. چون بعضی اوقات وقتی چیزی به موقعش اتفاق نیفته، همون بهتر که هیچ وقت اتفاق نیفته. http://bit.ly/2fw6Yg5
داستان یک شب
-
تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 16:24
سخت نفس میکشم. دماغم کیپ شده اثر آخرین سرماخوردگی هنوز از تنم بیرون نرفته. گرسنهام و توی این شرایط باورش برای خودم خیلی سخته. اینکه تا قبل از 20 سالگی دوبار به زخم معده دچار شدم. شام سالاد الویه است به همراه یک لیوان دوغ که برای خودم ریختم. هر چند بودن دوغ کنار این غذا چیز ناهمگونی به نظر میرسه، ولی...
تقدیم به دختر همسایه با عشق
-
تاریخ: 1395/8/19 ساعت: 16:24
نه مرا طاقت غربت نه تو را خاطر قربت/ دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندانم سعدیا + به مناسبت دیدن عکسی از این بزرگوار با کیفیت 1080 و برای اولین بار یک دل سیر نگاه کردن به چهرهاش.
چه ساده دل بودم که...
-
تاریخ: 1395/8/14 ساعت: 23:03
امروز صبح ساعت 8 صبح کلاسی داشتم. با توجه به برگزاری مراسمی در دانشگاه، مسئول کلاسها به سراغ من آمد و گفت: آقا مراسم است و بچه ها می خواهند شرکت کنند و دو نفر بیشتر سر کلاس نیستند. ما هم ساده! باور کردیم. همین که از دانشگاه آمدم بیرون چشمم به خیل 20-30 نفره دانشجوها افتاد. یک لحظه هنگ کردم! واقعا او...
قانونی
-
تاریخ: 1395/8/10 ساعت: 6:17
کاش وقتی قانونی رو عوض میکنن، به فکر آدمایی باشن که نه مشمول قانون جدید میشن نه قانون قدیم، پا در هوا!
چه اتفاقایی؟
-
تاریخ: 1395/8/2 ساعت: 14:08
اینکه چی شد که از اسفند 87 تصمیم گرفتم بعد از حدود دو سال از آخرین وبلاگم دوباره دست به نوشتن ببرم، طبیعتا پشتش یه انگیزهای بوده، یه آرزویی بود که کمکم تبدیل به هدف شد خیلی وقت ها به نا امیدی رسید و بی خیال هدفم شد و گاهی اوقات خیلی به رسیدن به هدفم امید پیدا کردم. حالا هم یه چند روزیه که خیلی امیدم...
پدر و ما؛ ما و پدر
-
تاریخ: 1395/8/2 ساعت: 14:08
پدرم معتقده که بچههاش واقعا بیعرضهاند مگر اینکه خلافش ثابت بشه. البته ما هم به عنوان فرزندان این پدر دلیلی هم نداریم که بخواهیم خلافش رو بهش ثابت کنیم.
تنازعات داخلی
-
تاریخ: 1395/8/2 ساعت: 14:08
یک بخش منطقی درون من، که نمیدانم از کجا بلند شده است، میخواهد من را به راه خیر و صلاح بکشاند. اما من تابع هوای نفس هستم. برای من راه خیر و شر اهمیتی ندارد. مانند مسکینی که به دنبال دوا و درمان است. هر چیزی که هر چه سریع تر بتواند از شدت دردش بکاهد. همیشه وقتی آن مسئله معروف دزدیدن دارو برای برای زند...
یه لحظه...
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 8:07
خب انگار داره یه اتفاقایی میافته.
بدون پیش نیاز، نیاز به بعد از آن
-
تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 16:26
یکی از الزامات کار علمی خوب اینه که از بالای هرم مازلو کارت رو انجام بدی.
مردی که از زمان خودش جلوتر بود
-
تاریخ: 1395/6/30 ساعت: 8:19
حدود یکسال پیش در این زمانها در حال دست و پا زدن برای دفاع از پروپوزالم بودم و به هیچ طریقی نمیتونستم اساتید رو قانع کنم. اما حالا، استادم یک پیشنهاد رساله برای من فرستاده برای یکی از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف و به من گفته اشتراکات کار خودت رو با این کار بگو!!! بعد میبینی با یه ادبیات دیگه دقیقا ...
باری هدف یکسانه!
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 21:31
امروز اول صبح (ساعت 10 البته!) رفتم سراغ کارهای گواهینامه. پدر تشویقم میکنه که هرچه سریعتر گواهینامه بگیرم. اون به فکر یه راننده کمکیه برای مسیر گرگان تا کرج؛ من به فکر روزهای جمعه تنهایی کوه رفتن. باری هدف هر دومون منجر میشه به گواهینامه گرفتن من!
نیازمندیها
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 21:31
اگر یه خانم محترمی پیدا بشه که برای خرید دوچرخه یه تومن به من پول قرض بده، قول میدم بعد از سه ماه یا پولش رو پس بدم یا همسر خوبی براش بشم!
من
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 21:31
هیچ عایدی نبرده از تمام آسمان ها از تمام کهکشان ها از زمین هیچ تهیتر
کار سخت
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 21:31
حدس بزنید کی داره مثل خر کار میکنه؟
وراجیها
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 21:31
جزر و مد آفتاب یک علامت از روز سخت من، درون خانه تنها شاهزاده ای بدون تخت
داستان یک تواتر
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 21:31
ساعت هفده و چهل و یک دقیقه ی روز پنجشنبه در یک جمع دوستانه متشکل از خانم های مهم، میم و آقایان الف، قاف و خاف یک عکس دسته جمعی گرفته می شود. یک ساعت و سی دقیقه بعد از جدا شدن افراد این جمع، اولین عکس توسط خانم میم در اینستاگرام قرار داده می شود. به فاصله 28 و 43 دقیقه بعد از آن آقای قاف و خانم سین ن...