حدود یکسال پیش در این زمانها در حال دست و پا زدن برای دفاع از پروپوزالم بودم و به هیچ طریقی نمیتونستم اساتید رو قانع کنم. اما حالا، استادم یک پیشنهاد رساله برای من فرستاده برای یکی از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف و به من گفته اشتراکات کار خودت رو با این کار بگو!!! بعد میبینی با یه ادبیات دیگه دقیقا همون مسئله بیان شده! از حالا به بعد هر وقت برم جلوی آیینه خودم رو چنان میبینم که از زمان خودش جلوتر بود!
برچسب: مردی که از همه لب میگیرد,مردی که از زنش کتک میخورد,مردی که از فضا سقوط کرد,مردی که از زنش میترسد,مردی که از باران آمد,مردی که از آمپول می ترسد,مردی که از کما برگشت,مردی که ازدواج نمی کرد,مردی که از مرگ برگشت,مردی که از امپول میترسد,
نویسنده: متین صادقی