1)هر برداشتی که این تظاهرات را غیر از «اعتراض به کارآمدی نظام» نشان دهد، دروغ میگوید. کما اینکه نیروهای مخالف دولت اهتمام ویژه ای در این زمینه دارند. (ر.ک. به تیتر روزنامه های وطن امروز و کیهان)
2) تظاهرات و اعتراض به وضع موجود حق مردم است اما هر کاری روشی دارد. تظاهراتی که نه شعار مشخصی دارد، نه دست نوشته ای دارد و نه بیانیه و قطعنامه، قرار است به چه چیزی برسد!؟
3) واقعیت این است که آخرین نفری که ممکن است این تظاهرات را به خودش بگیرد افرادی امثال «علم الهدی» هستند. کسانی که جرقه اول را زدند و بعد به طرز عجیبی سعی در موج سواری دارند. به گونه ای که شبکه ها و افراد خارجی سود کمتری می برند.
4) هر اتفاقی که منجر به برکناری روحانی از ریاست جمهوری شود، مانند کودتای 28 مرداد است. مردم رأیشان را داده اند و باید رأیشان حفظ شود.
5) پیشبینی فعلی من از قضایا سرکوب این حرکت است. بدون هیچ دستاوردی. تنها مسیری که به نظرم می تواند مسیر آینده کشور را بهبود بخشد از طریق روحانی است. کاری که موقع تقدیم بودجه هشدارهایی درباره اتفاقات داده بود. امیدوارم روحانی محکم بایستد.
6) سخن آقای خامنه ای علیه احمدی نژاد. برگزاری تظاهرات با شعار «مرگ بر روحانی» در مشهد پشتوانه جبهه پایداری و جمناییها و در نهایت به دست گرفتن اوضاع توسط آمدنیوز و سپس سررسیدن سایر لاشخورها مسیری است که ما را به درک بهتر از شرایط هدایت میکند.
