درود به لحظهی انقطاع آخرین پل به منطقیترین اتفاق؛ اما (احتمالاً) نه بهترین. سخت اما شدنی.
- تو داری من رو رد میکنی؟
- کلاً نه ولی الان آره.
اما خراب کردن پل خراب کردن پل است. حس معلق بودن برای گرفتن یک تصمیم هر آدمی رو از پا میاندازد. شکی نیست و البته هیچ گلایهای هم نیست.
- من امروز به انگیزهای اینجام.
- عالیه! ایستگاه علم و صنعت میبینمت.
- ولی من منتظرت نیستم.
پایان تمام دوستیها. خرابی تمام پلها. مردم امشب بیرون از خانه بمانند. در خودرو پیکنیک روشن نکنند. تقاضای تقوا در استعمال دخانیات.
برچسب:
نویسنده: متین صادقی