خرید بک لینک
«وای به روزی که صدای زنگِ مرگ هشیار کننده نباشد و آن روز خواهد آمد چنانکه نمیپنداشتید امروزی بیاید. این قلم گواه است بر آنچه هست و خواهد شد.»

آقای «ر» یک سال پیش عمل قبل باز کرده بود. شغلش صافکاری بود. امروز موقع برگشتن از سر کار، در اثر شوک ناشی از تصادف به کما میره و دچار مرگ مغزی میشه. ساعت 7 تا 11 همه این اتفاقا میافته. نمی شناسمش اصلا کی بود. خانم آقای «ر» با مادر در خیاطی آشنا شده بودند. آقای «ر» یک سال پیش عمل قلب باز کرده بود. عجیب، پرپر شدن امید آدمهاست.

برچسب: نویسنده: متین صادقی تاريخ: پنجشنبه 5 بهمن 1396 ساعت: 22:00

صفحه بندی