دوست دارم باد بخورد به صورتم. بوی ذغال و آتش باشد. دلم گرم باشد از چیزی. از احساسی. با خرفتی آهنگ گوش کنم. دوباره سرخوشی نوجوانی را داشته باشم. نمی خواهم به گذشته برگردم. دلم می خواهد صریح و بی واسطه به آنکه دوستش دارم عاشق باشم. کاش از سرم بیرون می آمدی. عاشقت می شدم. کاش همان لحظه دنیا به پایان میرسید. با تو محشور می شدم. ساده بودم. من از دنیا اول عشق می خواستم. بلد نبودم. دیگران باورم نکردند. و من انگار اشتباهی بودم. من باید یاد می گرفتم اما هیچ کس حرفی نزد.
واجعل لی من لدنک سلطانا نصیرا
